تبليغاتX
شوراي مركزي جامعه اهل‌سنت ايران

 

بسم الله الرحمن الرحيم

در ادامه سياستهاي خصمانه رژيم آپارتايدي ولايت فقيه، عده‌اي از علما و جوانان اهل‌سنت دستگير و بعضا ربوده شده‌اند و به طور فجيعي مورد ضرب و شتم قرار گرفته  و وضعيت جسماني آنها نيز وخيم گزارش شده است كه در آخرين تحركات رژيم شيخ عبدالحميد دوسري – حفظه الله- از علماي به‌نام خوزستان (امام جمعه محترم و مبارز مسجد اروندکنار) بعد از آنكه با قيد ضمانت از زندان آزاد گشته‌اند دوباره رژيم اقدام به بازداشت ايشان كرده و به شش سال زندان محكوم كرده است.

 

جامعه اهل سنت خوزستان تحت شديد‌ترين تبعيضات اجتماعي، از بديهي‌ترين حقوق خود محروم بوده و در صورت كوچكترين فعاليت ( بويژه ديني)‌با ناملايمت دست‌پروردگان قلعه الموت خامنه‌اي روبه‌رو مي‌شوند.

 

در سالهاي اخير موج فشار‌ها و تهديدات رژيم در اين منطقه محروم روندي صعودي و روزافزون داشته و اعراب ساكن اين استان در بدترين شرايط به زندگي روزانه خود ادامه مي‌دهند.

 

بعد از ناآرامي‌هاي گسترده در اين استان، بسياري از جوانان عرب به بهانه‌هاي واهي و جرم‌هاي ناكرده اعدام گشته و عده‌اي نيز هم‌چنان در انتظار اجراي حكم هستند.

 

در كردستان نيز بعد از دادن حكم تبعيد بسياري از جوانان فعال اين منطقه، رژيم با ربودن استاد ايوب گنجي از داعيان پرتحرك شهر سنندج، بعد از ضرب و شتم شديد تا سرحد مرگ، ايشان را راهي بيمارستان كرده و هم اكنون در وضعيت جسماني بدي به سر مي‌برند، اين در حالي است كه رژيم بعد از جمع‌آوري كتب و نوشته‌هاي بسيارشان كه در مورد صحابه و امهات‌المومنين نوشته شده بود  چندين‌بار ايشان را از حضور در مساجد منع كرده است.

 گفتني است كه وضعيت ايشان به دليل تزريق آمپول، نگران كننده است و بيم آن مي‌رود كه تاثيرات ناشي از سموم آن، بعد از گذشت مدت زماني بروز نمايد از اين رو بر برادران واجب است كه نسبت به شرايط ايشان سستي نكرده و نسبت به مداوا و احيانا بستري ايشان اقدام نمايند.

 

بجنورد واقع در استان خراسان شمالي نيز شاهد تكان‌دهنده‌ترين صحنه سال خود بوده است.

بعد از آنكه برادران تركمن ساكن در اين شهر( محله جواديه )بعد از دو سال  زحمت شبانه‌روزي و خستگي‌ناپذير، سرانجام توانستند مسجدي را در اين شهرستان با كمك و همياري مردم آن بنا كنند رژيم با ددمنشي و مبغضانه  شب سه‌شنبه ۷/۸/۸۶ اقدام به شهادت اين مسجد كرده‌ و چندباره ياد و خاطره مساجد شهيد شده اهل‌سنت را در اذهان زنده كرده است.

 

قساوت و دشمنانگي رژيم خميني تا به حدي است كه حتي صداي اذان اهل‌سنت را نيز برنمي‌تابد و بديهي‌ترين حقوق يك انسان را كه همانا عبادت براي خداوند است ناديده مي‌گيرد.

 

آري رژيمي كه خود را اسلامي‌مي‌نامد و بانگ وحدت و انسجام برآورده مساجد اهل‌سنت را ضرار مي‌خواند و در شهادت آنها كوچكترين شكي در خود راه نمي‌دهد.

 

رژيمي كه جوغه‌هاي قتل و كشتار را به حرمين شريفين مي‌فرستد، بر سر مسجد شهيد شده شيخ فيض محمد مشهد بولدوزرها حاضر مي‌كند، بر مسجد مكي گلوله و آتش مي‌فرستد ..چه باك از شهادت مسجد غريبي در خراسان شمالي دارد؟

 

آري صفويان زنده‌اند...و هم‌چنان به نابودي عقيده و ملت اهل‌سنت تمايل دارند و از شهادت مساجد و عبادتگاهها لذت مي‌برند.

 

اما در سيستان - منطقه غرباي اهل‌سنت- سرانجام رژيم و اعوانش با يورش غير انساني به مدرسه محمديه اسلام‌آباد لوتك، بر كتاب قطور ظلم و ستم خود برگي تازه افزودند.

 

بعد از ماهها دسيسه و توطئه، صرب‌زاده‌گان تربيت‌شده الحاد و بي‌ديني با همكاري نيروها انتظامي ، بغض و حقد دفينشان را علني كرده و اقدام به تصرف اين مدرسه ديني كرده‌اند. علاوه براين مدير مدرسه را نيز بازداشت كرده و روانه زندان كرده‌اند.( اين چندمين بار است كه ايشان را بازداشت مي‌كنند)

 

انتظار مي‌رود كه اين روند نيز بر اي جمعي از اساتيد و دست‌اندركاران حوزه من جمله كساني كه كمك مالي كرده‌اند ادامه داشته باشد.

 

بعد از سر كارآمدن دولت جامدانديش و انحصارگراي پاسدار احمدي نژاد، كرسي‌ها و مديريت‌هاي حساس استان تماما به زابلي‌‌هاي افراطي و متحجر سپرده شد و اين استان محروم_‌ اهل سنت –  به كشتارگاه ملت بلوچ تبديل گشته است.

 

اعدام و بازداشت به بيشترين حد خود در سالهاي آخر رسيده و علنا وفاداران انجمن حجتيه و سرسپرده‌گان رژيم  به قلع و قمع مردم اين استان مي‌پردازند و در مقابل ديدگان جهان روزانه دهها جوان اين مرزو بوم را به چوبه دار مي‌كشند.

 

مجرمان اصلي اين جنايات در درجه اول مسئولان بلندپايه نظام و سپس اعوان آنها در داخل استان( دهمرده، شهرياري،سليماني، نكونام، و ...) مي‌باشند.

 

شايان ذكر است كه دفتر نمايندگي ولايت فقيه در امور اهل‌سنت نقس اساسي را در اين لعبه پليد بازي مي‌كند و چنانكه سوابق وي نشان مي‌دهد بزرگترين جنايت‌ها در حق اهل‌سنت از مجراي تاييد اين مركز جور و فساد عبور كرده است.

مهم‌ترين ماموريت اين دفتر، كما اينكه اين وظيفه در كردستان برعهده مركز بزرگ اسلامي است شناسايي و زمينه‌سازي جهت ترور نخبه‌گان و علماي اهل‌سنت است و در شهادت مساجد و تعطيلي مدارس ديني نيز عامل اصلي تحريك و تشويق مجريان سياستهاي شوم مي‌باشد.

 

اما در اين اثنا منطقه سيستان كه بيش از چهل درصد آن را اهل‌سنت تشكيل مي دهد به كانون مانور و عربده‌كشي نوكران و اعوان رژيم تبديل شده است كه در آخرين اقدام آنها مدرسه محمديه را تعطيل كرده و بر ميليونها سرمايه مردم مظلوم منطقه تسلط يافته‌اند.

 

هم‌چنانكه رژيم در سالهاي قبل با تعطيلي مدارسي چون حوزه اهل‌سنت صالح‌آباد خراسان برنامه‌هاي ضد اسلامي خود را آغاز كرده بود اين‌بار نيز با همان شيوه – و با پيش كردن عده‌اي ناآگاه- خصومت خود را نسبت به اسلام و عقيده اسلامي بيش‌تر از پيش علني كرده است.

پيش‌آهنگ تعطيلي اين حوزه از حلقوم كساني خارج شد كه خود را آشنا مي‌خوانند و آلت دست نظام گشته‌اند و در مسير عداوت نظام بر ضد اهل‌سنت نقش سپر را بازي مي‌كنند.

آنها را به تقواي و ترس از محاسبه خداوند دعوت مي‌كنيم و از قهر خداوند و آه و انتقام ملت مظلوم حذرشان مي‌دهيم.

...به ذاكره و خاطره خود مراجعه كنيد و رفتار رژيم و مردم را در مقابل كساني كه روزگاري نزديك در همان جايگاه شما و بر سبيل شما پا گذاشته بودند به خاطر آوريد... چه نصيبشان گشت؟! خواري بعد از عزت، اهانت بعد از احترام.

 

شوراي مركزي جامعه اهل‌سنت ايران با محكوم كردن اقدامات خصمانه رژيم غير اسلامي و غير مردمي ولايت فقيه، مسئول تمامي اين حوادث را شخص اول حكومت مي‌داند...

كسي كه مستقيما در قتل و شهادت علما و فرزندان اهل‌سنت دست داشته و نقطه به نقطة  مناطق اهل‌سنت از وحشي‌گريهاي شخص مذكور يادگاري از خون و آتش برداشته است...

كسي كه امسال نيز با خدعه‌اي ديگر جهانيان را به تعجب واداشت و آن چيزي نبود جز نامگذاري سال 86 به عنوان سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي.

سالي كه به تمام معنا دستان پليد و خون‌آلود خود را به سوي جامعه اهل‌سنت دراز كرد و از تجاوز او  شجر و حجر نيز در امان نماندند.

 

به راستي كه ظلمت شب ظالم به اوج رسيده و دست‌پاچگي و موهومات او را رم داده است و به هر سويي زهر مي‌پاشد.

 

اما  فرزندان اهل‌سنت زنده‌اند و دير يا زود پاسخ گستاخي‌هاي او را خواهند داد و ديگر آن روز راه گريزي نيست...پس قبل از آنكه موعد شما و اعوان شما به سر رسد بهتر و نيك‌فرجام‌تر آن است كه دستان غدر و خيانت خود را از سر اين ملت كوتاه كرده و به تجاوز و هتك حرمت خانه‌هاي خدا و بندگانش پايان دهيد.

 

شوراي مركزي با اظهار همدردي با تمام قربانيان اين حوادث از خداوند متعال براي آنها صبر و بردباري و اجز جزيل خواهان است. بدون شك ايستادگي شما رمز اول نصرت و پيروزي است و نشان از استعداد و لياقت اين ملت براي دست‌يافتن به حقوق حقه خود مي‌باشد.

 

صبور باشيد و در راه خداوند .و راهي كه تاكنون صدها شهيد وقرباني به خود گرفته است متين و مقاوم گام برداريد.

 

در پس ظلم ظالم تطميع و تهديد است...تهديد او نهايتش شهادت ما و تطميعش در صورت رضا خذلان و سرافكندگي ما است.

 

امروز خون علما و شهداي ما به بار نشسته است و نسيم مبارزات آنها روزهاي نصرت را نويد مي‌دهند ...مهم‌تر از آن سبيل مجرمين را بر ما روشن ساخته‌اند و اين رم دشمن از دست‌پاچگي و رسوايي اوست.

  

هم‌چنين كليه اقشار جامعه را به همياري و همكاري با اين سواد اعظم كه لحظه‌هايش را از درد و رنج سرشار كرده‌اند فرا مي‌خوانيم.

 

مطمئنا وضعيت اهل‌سنت بعد از روي كارآمدن پاسداران افراطي رو به بهبودي نخواهد رفت مگر آنكه اين جامعه به پا خيزد و در راه عقيده و ايمان خود پيمان اتحاد و يك‌پارچگي ببندد...آري درد ما تفرقه و دوا در وحدت است.

 

امروز بيش از هر زمان ديگر جامعه اهل‌سنت به اتحاد و وحدت نياز دارد و بايستي كوچكترين روزنه‌هاي تفرق و تمزق را بر كساني كه تاب اذان مساجد را ندارند مسدود كرده و يك‌صدا و يك‌دست گستاخي‌هاي ظلمت‌پرستان را پاسخ دهيم.

اما اين ندا قبل از هر كسي احزاب، جنبش‌ها و جماعات مختلف را مخاطب قرار داده و بايستي صفوف آنها بيش از مردم به همديگر نزديك باشد.

 

سكوت احزاب و دسته‌جات متفاوت،سكوت جوامع و سازمانهاي بين‌المللي را در پي خواهد داشت، در حالي كه احزاب ايراني با كمال تاسف حتي در مقام شعار نيز از اهل‌سنت سخني به ميان نمي‌آورند چگونه از سازمانها و جوامع بين‌المللي انتظار كمك و همكاري را داشته باشيم؟!

 

روزانه و بلكه دقائق اقوامي را نه به جرم قوميت بلكه صرف داشتن عقيده‌اي جدا از حكومت به سلول‌ها مي‌اندازند...بر چوبه‌هاي دار آويزان مي‌كنند...فيزيكي و شخصيتي ترورشان مي‌كنند و كساني كه داد آزادي و مرگ بر ظلم را سر داده‌اند آگاهانه چشمان خود را فرو بسته بلند‌ترين نغمه آنها سكوت است!!

 

برنامه‌هاي و سياستهاي رژيم در ادامه طرح‌هاي ضد اسلامي است كه سطح دنياي اسلام را در بر گرفته و هم‌اكنون مهم‌ترين هدف آنها در از بين بردن اهل‌سنت ايران خلاصه شده است.

 

از اين رو ما تمام دنياي اسلام را مخاطب قرار داده و از آنها مي‌خواهيم كه نسبت به برادران خود احساس مسئوليت كرده و از مساعدت و ارائه راههاي كارگشا دريغ نكنند.

بدون شك اين آتشي است كه دامان همه ما را خواهد گرفت..اگر ديروز اهل‌سنت ايران در اين آتش گرفتار آمد امروز عراق و افغانستان مي‌سوزد و فردا دامان هرآنكه شهادتين را بر زبان آورد خواهد گرفت.

 

اين ندايي است كه اهل‌سنت و هم‌چنين خردمندان ايراني بر دنيا مي‌خوانند و تاريخ ثبت خواهد كرد... پس قبل از آنكه فساد و الحاد اين افعي، تمام سرزمينهاي شما را در برگيرد و قبل از آنكه دست‌پروردگان ارسالي اين مركز جور و ستم ممالك شما را هدف قرار دهند – كما اينكه در عراق و افغانستان و . ..شروع كرده‌اند –  براي پيشگيري و درمان به موقع، به ياري اهل‌سنت ايران شتافته  و از هرگونه اهمال و بي‌تفاوتي خودداري كنيد.

 

نقاب رسوايي و نفاق اين جماعت منجمد برداشته شده و اكنون با بحران سازي در تلاش براي اثبات و تحميل خود بر جامعه اسلامي هستند.

 

آنچه در عراق شاهدش هستيم و لابد در افغانستان نيز خواهيم ديد ثمرات خبيث مدرسه خميني و انقلاب هزار رنگ اوست، سالهاست كه حوادث عراق در ايران جاري است اما سكوت دول و ملل از طرفي و عجز اهل‌سنت از سوي ديگر بر اين جنايات پرده پوشيده است.

 

پس به همه كساني كه آهي براي دادخواهي دارند و هم‌چنين به كساني كه شعار آزادي و دفاع از حقوق بشر سر داده‌اند با صراحت مي‌گوييم كه تاكنون محاسبات شما در ريشه‌يابي مشكلات منطقه اشتباه بوده است.

 

عراق و لاجرم افغانستان سالهاست كه از سوي جامدانديشان هدف قرار داده شده و كشتاري كه امروز بر دستان ميليشيات مقتدي صدرها مي‌بينيد...تخمي است كه خميني و ياورانش بر سرزمين دجله و فرات كاشته‌اند.

  

جا دارد كه خردمندان  ومراجع اهل‌تشيع را نيز فرا خوانده و آنها را نيز نسبت به قبيل اين حوادث تذكر دهيم:

 

رژيم آنچه را كه انجام داده و خواهد داد تماما در زير پرچم ايران و به اسم تشيع انجام داده است (و قطعا اين ظلم اول و آخر نخواهد بود) ...آيا وقت آن فرا نرسيده كه شما نيز فرياد دادخواهي سر داده و مبتدعان و خرافيان را جهت رسوايي شناسايي و معرفي كنيد؟...به ياري ظالمان و مظلومان بشتابيد ..ظالمان را از ظلم نگه داشته و مظلومان را ياريگر باشيد.

 

اهل‌سنتي كه امروز اين چنين مورد هجوم قرار مي‌گيرد و از بديهي‌ترين حقوق انساني محروم گشته روزگاري نه چندان دور به درازاي بيش از هشت‌صد سال بر اين ديار حكم رانده و فرزنداني كم‌نظير تحويل داده است...

 

ركودي كه در فرهنگ و تاريخ اين مملكت به وجود آمده در نتيجه تسلط ( از سال 907 ه. به بعد  )خرافيان و مهمل‌بافان بوده كه جز دماري و نابودي اين مملكت خدمت ديگري نداشته‌اند ...

 

و اين حق شماست كه در مقابل اين ظلم تاريخي به پا خاسته و فرزندان اين خاك پر گهر را به روشنايي روشنگري بيدار كرده و بار ديگر همه ما را بر صبح مجد و سرافرازي اين مملكت شاهد آوريد.

 

مراجع و رجال ديني تشيع آنها كه صفاي قلوبشان را به بغض و حقد جلا نداده‌اند نيز مخاطب اين پيام هستند و آن اينكه : مسئوليت ايماني و انساني را به چه بهايي فروخته‌اند و چرا رنج و خون يك امت را اين‌چنين به خاطر ملوكي فاسد و منقرض به فراموشي مي‌سپرند و يك‌باره مصالح نظام خرافه‌اي را بر مصلحت امتي به دارازي تاريخ هزار و چهارصد ساله ترجيح داده‌اند؟

 

...مردمي در همسايه شما آزادي را به اسم شنيده‌اند و مهم‌ترين تلاش آنها در زندگي، نفس كشيدن در پشت طناب اعدام است...و شما هم‌چنان بر سكوت رضامندانه خود اصرار داريد!!!!

 

مملكتي كه تا بر نور هدايت بود به اندازه روزهاي عمرش دانشمند، اديب و عارف تربيت كرد و تا به صراط خرافه و خذعبلات افتاد نه بر دين بود و نه بر دنيا.

 

ايمان و وجدان، انسانيت و آزادمردي ما و شما را فرا مي‌خواند و صيحه‌اي رسا مي‌كشد كه بايستي بر اين شب تيره و تار چراغ بيداري برافكنده  شود وروزگار مي‌چرخد و هر كس ايام آزادي خود را خواهد ديد،پس بترسيد از قضاوت روزگار؛ روزگار  صادق و كاذب، مصلح و مفسد را باز خواهد شناخت و آيندگان را بر نفرين و لعن ناپاكان خواهد گمارد.

 

در پايان شكوه و گلايه خود را به درگاه پروردگار - ناصر مظلومان- مي‌بريم و عاجزانه از او مي‌خواهيم كه ظالمان را اگر قابل هدايتند به راه راست مستقيم كرده و اگر هم‌چنان بر عصيان و ظلم خود اصرار دارند ريشه آنان را از زمين بركند.

 

 

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران.

 

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 ساعت 20:18 | لینک ثابت |
 

در این که حکومت شیعه ایران سنی ستیز است حرفی در آن نیست، در این رابطه احتیاج به مدارک و اسنادی نمیباشد، در شهرهای غیر سنی نشین ایران، سنیها حق دایر کردن مسجدی  و یا حق برگزاری نماز جماعت را ندارند، در مناطق سنی نشین ایران نیز هیچیک از مسئولین منطقه سنی نیستند و یا روحانیت سنی حق برگزاری نماز جمعه بدون تاً ئید روحانیت شیعه را ندارند و تمامی سخنرانیها در نماز جمعه های سنی نشین به وسیله نمایندگان رهبری دیکته میشود . سنیها در تمامی مرحله سکوت کرده اند اگر هم سکوت نکنند در آستین هر حرکت اعتراضی آنها دستان بلند اسرائیل و یا آمریکا را پیدا میکنند و با نام و نشانهای فراوان آنها را سرکوب، اعدام و یا روانه ی زندانهای بی نام و نشان میکنند، اگر اعتراض آنها خیلی منطقی باشد بر آنها مهر وهابیت میزنند و به نحوی مردم معترض را نیست و نابود میکنند. در هفته های پیش سنی ستیزی از جانب رهبر و نمایندگان آن در مناطق سنی نشین ایران بسیار شدت گرفته است. اگر به سنی ستیزی رهبران ایران اعتراض نشود و جلو سنی ستیزی رهبران ایران گرفته نشود احتمال اینکه سنی ستیزی به سنی کشی گذار کند خیلی زیاد است و خطر سنی ستیزی در ایران و گذار آن به سنی کشی بسیار بزرگتر، خونبارتر و مخربتر از حمله کشورهای خارجی به ایران خواهد بود. مناطق سنی نشین ایران دیگر خسته هستند و شرایط آنها بسیار غیر انسانی میباشد، یک جرقه میتواند این آتش زیر خاکستر را شعله ور کند، در آغاز هفته حافظ محمد رئیس مدرسه اسلام آباد زابل که مدرسه سنی است به ارگانهای اطلاعاتی احضار و بازجوئی شد ولی با قید وثیقه موقتاً آزاد گردید، مدرسه به دستور نماینده رهبری آقای خامنه ای همچنان در کنترل نیروهای مسلح حکومت است با این تفاوت که آنها خود را بازوی مسلح امام زمان خطاب میکنند و هنوز هم تعدادی از طلاب سنی مدرسه در اسارت سربازان امام زمان که دست پرورده و در زیر رهبری نماینده امام در منطقه رهبری میشود میباشند، در آغاز این هفته یعنی روز شنبه نیز مسجد اهل تسنن در بجنورد به وسیله بازوی مسلح امام زمان به رهبری نماینده امام به محاصره در آمد امام جماعت مسجد و تعدادی از نمازگزاران آن دستگیر و مسجد به وسیله بولدزرهای دولتی تخریب شد ، مسجد سنیها در بجنورد خود داستان غم انگیز سنی ستیزی را به همراه داشت برای ساختن این مسجد در سال 82 تقاضای مجوز شد مسئولین منطقه برای ساختن آن مجوز ندادند بعد پرونده به تهران ارسال شد و در تهران هم جواب نه گرفت و بالاخره سال 84  از مشهد شهروندان سنی بجنورد اجازه ساخت مسجد را دریافت کردند. از همان اولین روز اجازه ساخت مسئولین منطقه به رهبری نماینده رهبری در منطقه با ساخت مسجدی برای سنیها مخالفت کردند و هزار سنگ و هزاران مانع جلو آن ایجاد کردند، ولی  شهروندان سنی بجنورد که غالباٌ ترکمن هستند با همت خود مسجدی برای خود ساختند و چند ماه پیش به شکل نیمه تمام از آن برای برگزاری نماز جماعت استفاده میکردند که آتش رهبران شیعه در بجنورد شعله ور شد و این مسجد را به شکل غم انگیزی در روز شنبه دوازدهم آبان ماه، تخریب کردند. در تخریب مسجد سنیها در بجنورد و یا در محاصره مدرسه سنی ها در زابل نه سربازان اسرائیل دخیل بودند و نه دستان آمریکا در آستین سربازان امام زمان پیدا بود، خیلی ساده آستین و دستان مخرب همه متعلق به رهبران سنی ستیز ایران بودند آنها با این کار خود مایل هستند دایره سنی ستیزی خود را گسترش دهند و آن را به سنی کشی گسترده گذار دهند، اگر نیروهای دمکرات و دل سوز ایران بیدار نباشند ، و به سنی ستیزی در ایران اعتراض نکنند، سنی ستیزی و سنی کشی در ایران خطرش بسیار گسترده تر، خطرناکتر، خونبارتر و مخربتر از حمله ی خارجی خواهد بود و ادامه ی سنی ستیزی در ایران میتواند آرزوی ایران یک پارچه را همه با خود به گور ببریم.

برگرفته از تفتان

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 18:26 | لینک ثابت |

 

مردم محلۀ جوادیه بجنورد که از برادران ترکمن هستند و نیاز به مسجدی برای برگزاری نماز داشتند، زمینی را خریداری و هیأتی را برای پیگیری مجوز ساخت تعیین کردند. هیأت مذکور از سال ۸۲ تمام تلاش خود را بکار برده تا اینکه مجوز ساخت مسجد صادر و برای امضای شخصی که مسئول ساخت مساجد خراسان شمالی است باقی می‌ماند. وقتی هیات پیگیری ناامید شدند به تهران مراجعه کرده و از تهران هم نتیجه‌ای نگرفتند. سپس به مشهد مراجعه کرده و بالاخره در سال ۸۴ اقدام به ساختن مسجد کردند و مقداری از مسجد ساخته شد. پس از اینکه در طول ۱۳ ماه در این مسجد نماز جماعت برگزار شده، کلاسهای آموزش قرآن برای کودکان و نوجوانان دایر گشته، زیرزمین مسجد تکمیل و همکف نزدیک به تکمیل بوده است، در روز یکشنبه ۵/۸/۸۶ از امام جماعت و مقتدیان مسجد خواسته می‌شود تا مسجد را تخریب کنند و حق برگزاری نماز جماعت را ندارند! در غیر اینصورت خودشان دست به کار خواهند شد!
شب سه‌شنبه
۷/۸/۸۶ تهدید خود را عملی کرده و با گماردن ماموران مسلح در اطراف و دستگیری امام جماعت و هیات امنای مسجد ساعت ۲۳ شب تخریب مسجد را آغاز می‌کنند و تا بامداد مسجد کاملا تخریب شده و تا صبح برای فضای سبز آماده می‌شود!
این اتفقات و از قبیل آن در حالی رخ می‌دهد که اهل‌سنت در بسیاری مناطق برای گرفتن مجوز ساخت مسجد مشکلات فراوانی دارند. مشکل ساخت مسجد برای اهل‌سنت فقط  در تهران وجود ندارد بلکه در بسیاری مناطق دیگر، جامعه اهل‌سنت در این زمینه  با مشکل مواجه هستند و گاهی مجبورند که پس ا ز نا امید شدن از گرفتن مجوز، مسجد مورد نیازشان را بسازند و با چنان سرنوشتی روبرو شوند.

 

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 22:23 | لینک ثابت |

در شب پنجم آبان‌ماه، نیروهای مسلح ناشناسی که ملبس به لباس شخصی بودند  اقدام به تصرف و بستن مدرسه محمدیه اسلام آباد لوتک (یکی از بزرگ‌ترین مدارس اهل‌سنت ایران) نمودند. طبق اخبار و گزارشهای رسیده از منطقه، نیروهای مسلح ناشناس، ساعت دوازده شب به مدرسه دینی محمدیه حمله‌ور شده  و با ایجاد رعب و وحشت و تیراندازی،

اساتید و طلاب را مجبور به ترک مدرسه کرده، درب‌های مدرسه را بستند.
تا کنون که دو روز از تصرف مدرسه بدست افراد مسلح می‌گذرد هنوز این افراد مدرسه را در کنترل خویش داشته و به هیچ‌کس اجازه ورود به مدرسه را نمی‌دهند.
طلاب مدرسه که دو روز را در مسجد و اطراف حوزه گذرانده بودند، امروز (دوشنبه) مجبور شدند تا به روستای مجاور رفته و در منازل مردم موقتا سکنی گزینند.
برای حل هرچه زودتر این مشکل از تمامی مسلمانان تقاضای دعا داریم.
اخبار تکمیلی متعاقبا در اختیار مردم قرار خواهد گرفت.
لازم به ذکر است که مدرسه محمدیه زابل، یکی از بزرگ‌ترین مدارس دینی اهل‌سنت ایران می‌باشد که شانزده سال پیش توسط مولانا محمد گل به حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان واگذار شد، و از آن زمان شعبه ای از دارالعلوم زاهدان بوده است، و خدمات دینی شایانی که به جامعه نموده بر هیچ‌کس پوشیده نیست. مسئول و نماینده تام الاختیار حضرت شیخ الاسلام در آن حوزه، جناب حافظ محمد علی بودند.
از خداوند می‌خواهیم هرچه زودتر این مشکل را حل بفرماید.
حسبنا الله و نعم الوکیل

http://www.sunnionline.net/main.html?tbid=tbp_content&rule=view&id=756&xPg=25
نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 22:21 | لینک ثابت |

به گزارش خبرگزاری سنی‌آنلاین شیخ "عبدالحمید دوسری" امام جمعه مسجد اروندکنار که ازعلما و شخصیتهای برجسته و باسواد منطقه اهواز هستند، مدتی قبل دستگیر و روانه زندان شده و پس از مدتی به قید ضمانت آزاد شدند. چند نفر از برادران و خواهران اهوازی در تماس تلفنی اعلام داشتند که ایشان مجدداً دستگیرشده و محکوم به شش تا هفت سال زندان و هشت سال تبعید شده‌اند!
چند نفر از برادران و خواهران اهوازی در تماس تلفنی اعلام داشتند که ایشان مجدداً دستگیرشده و محکوم به شش تا هفت سال زندان و هشت سال تبعید شده‌اند!
اهل‌سنت مناطق اهواز و آبادان با مشکلات بسیاری مواجه بوده و تحت فشار شدید زندگی می‌کنند و همواره از بسياری آزادی‌های قانونی خود محروم گردیده و اجازه هیچ‌گونه فعالیت مذهبی را ندارند. آنان برای برگزاری مراسمشان از قبیل مراسم دینی، بسیار احساس ترس و وحشت کرده و فعالیتهای دینی و مذهبی‌شان را به صورت مخفیانه انجام می‌دهند.

به روایت اهل سنت جنوب

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 22:18 | لینک ثابت |

 

پس از گذشت 10 روز از دستگیری دوتن از علمای برجسته اهل سنت در شهرستان جوانرود توسط حکومت، هنوز اطلاعی از وضعیت آنان در دست نیست! در حالی که براساس قانون کسی که مورد اتهام قرار می گیرد بایستی پس از چند روز با حضور وکیل و اطلاع خانواده در دادگاه صالحه اتهام وی مورد بررسی قرارگرفته و به صورت علنی محاکمه گردد. اما اکنون بیش از سپری شدن 10 روز نه تنها در این مورد قانون اعمال نگردیده بلکه به صورت فراقانونی کماکان به بازداشت مخفی آنها ادامه داده می شود و هنوز محل نگهداری آنان نامعلوم و به صورت رسمی مشخص نیست که بازداشت شدگان به چه اتهامی دستگیر شده اند؟!؟فعالیت و رایزنی مردم جوانرود و علمای منطقه از ساعات اولیه بازداشت آغاز گردیده ولی تا به حال نتیجه قطعی نداده است.پس از ورود مأموران در ساعات غیر اداری و غیر معمول به منازل آن دو عالم؛ با ممانعت افراد خانواده مواجه می شوند.فرزندان ماموستا سید حسین حسینی به محض مشاهده ورود بدون اجازه و یواشکی (!؟!)مأموران حکومت، بلافاصله از ورود آنان جلوگیری به عمل آورده و مانع ورود آنان به حریم شخصی و خانوادگی خویش می گردند،گرچه با مداخله و وساطت ماموستا حسین حسینی از درگیری و برخوردجلوگیری می شود ولی به هرحال  این  اقدام شجاعانه خانواده ماموستا حسینی در قبال اقدام غیردینی ـ هم از دیدگاه اسلام بنا به نص صریح قرآن که می فرماید:«یا أیّها الذین امنوا لا تدخلوا بُیُوتاً  غیر بُیُوتِکُم حتّی تستأنسوا وتُسلّموا علی أهلها...» و هم به لحاظ قانون که ورود بدون اجازه به حریم شخصی و خصوصی افراد ممنوع است ـ، امری است پسندیده و درخور تقدیر، ولی از این منظر که مجریان قانون نظام اسلامی، نظامی که سنگ ام القرای جهان اسلام را به سینه می زند چرا این اندازه از اسلام و قانون اساسی مملکت بی خبرند و یا باخبرند و آن را زیرپا می گذارند مقداری جالب توجه است! البته داستان تنها بدینجا ختم نمی شود ـ علی الظاهر، جرمی که ماموستایان بازداشت شده اهل سنت مرتکب شده اند(!) و احتمال می رود بابت آن محاکمه شوند برگزاری نماز جمعه در یک مسجد موقوفه ای در حاشیه شهر جوانرود است. مبرهن است در هر محکمه یکی از شروط صلاحیّت قاضی، آگاهی و تسلط بر علم قضاست مخصوصاً در مورد موضوع مورد قضاوت. در رایزنی های اطرافیان با دادگاه ویژه روحانیت ابتدا موضوع دستگیری و بازداشت را حاشا کرده و سپس گفته اند: چون نماز جمعه برگزار کرده اند بازداشت شده اند، به آنان گفته شده که مگر اقامه نماز جمعه در ام القرای اسلامی جرم است؟ در حالی که در مسجد الأقصای تحت اشغال یهود این موضوع جرم نبوده است.راستی مجریان قانون در کشور ما چرا آن اندازه با احساسات مذهبی مردم بازی می کنند، و آشکارا و در روز روشن قانون مملکت را زیر پاگذاشته و بدان پشت می کنند؟ مگر همین قانون به آنان قدرت واختیار نبخشیده؟ مگر به واسطه همین قانون نیست که آنان خواص جامعه گشته اند؟ مگر قانون اساسی نیست که می گوید پیروان مذاهب اسلامی اعم از شافعی و حنفی و ... آزادند تا در مناطق خویش بر اساس مذهب خود عمل نمایند؟ پس چگونه است که افراد غیر سنی در مناطق سنی نشین اراده خود را بر آنان تحمیل می کنند و برای آنان قانون و جرم و دادگاه و غیره تعیین می نمایند؟! راستی تا کی نمی خواهند حقیقت دین وحقوق بندگان خدا را بپذیرند؟ددمنشی بیش از 30 سال رژیم بعث با مسلمانان و مردم عراق به کجا کشید و بازنده میدان بالأخره چه کسانی بودند؟ بیش از نیم قرن جنایت و توحش اشغالگران قدس علیه مسلمانان فلسطین آیا توانست   آنان را از شرکت در نماز و دیگر شعائر اسلامی منصرف سازد؟ماموستایان دستگیر شده به لحاظ زهد و تقوا، شجاعت و ایثار شهره خاص و عامند، و این موضوعی است که حتی دشمنان آنان قادر به انکار آن نیستند. و در طول سالهای طولانی منشاء خدمات و مجاهدتهای ارزنده ای برای مسلمانان منطقه بوده اند. مردم جوانرود هم با اقتدا به ائمه خویش قطعاً از برگزاری شعائر دینی خویش صرف نظر نخواهند کرد ومصمم تر از گذشته حقوق مسلم و تضییع شده خود را مطالبه می نمایند و هیچگاه چنین برخوردهای ناسنجیده و غیر قانونی و غیراسلامی اراده آنان را سست نخواهد کرد.جمعه گذشته و در واقع اولین جمعه ای که آن دو امام جمعه مسجد پمپ بنزین  جوانرود ـ ثلاث باباجانی غایب بودند مردم با حضور جدی تر و مصمم تر نشان دادند هیچگاه حاضر نخواهند بود ارزشهای دینی خویش را به خاطر هیچ ملاحظه ای نادیده بنگارند. و علیرغم بستن درب مسجد، در زمینهای اطراف با حضوری چشمگیرتر نماز جمعه را اقامه نمودند.امید است مسئولان حکومتی به خود آمده و این خصلت نامشروع و خودخواهانه را در خود بمیرانند و هیچگاه چنان انتظاری نداشته باشند که مردم اهل سنت جهت ادای فرایض دینی خویش از آنان اجازه بگیرند. عبادات تکلیفی است الهی و تنها «اله» و آفریننده انسان لیاقت و شایستگی آن را دارد که از او کسب اجازه شود و او نیز این اجازه را به بندگان خویش عنایت فرموده؛ و اگر کسانی باشند که توقع داشته باشند مسلمانان بابت ادای فرایض الهی و ایمان و اسلام خویش از آنان کسب اجازه کنند باید بدانند این خصلت ناپسند و طاغوتی است. این همان خو و خصلت مردود فرعون بود که به ساحران ایمان آورده به موسی می گفت: «ءامنتم قبل أن ءاذن لکم...»؟! آیا ایمان آوردید قبل از این که من به شما اجازه بدهم...  فاعتبروا یا اولی الأبصار

 

نقل از اسلام کورد

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت 22:38 | لینک ثابت |
بولاقی بازپرس شعبه دوم دادسرای نظامی استان سیستان و بلوچستان قاتل رویا سارانی (بنفشه) را تبرئه و آزاد کرد. البته انتظاری بیش از این از بازپرس زابلی پرونده که قاتل هم زابلی است نبود. از شما عزیزان که قلم بدست دارید این انتظار را داریم که با اطلاع رسانی و رسوایی این مدعیان دروغین عدالت مرهمی بر دل خانواده داغدیده این عزیز از دست رفته بگذارید. گرچه بولاقی زابلی می خواهد پرونده بلوار برق زاهدان را مختومه نماید اما در دادگاه عدل الهی بولاقی و ستوان کشته گر (قاتل) به سزای عمل ننگینشان خواهند رسید.

منبع خبر : خبرگزاری تفتان

لابد می پرسید کجای این خبر تعجب آور بود؟

تعجب من از اینجا است که مگر خانواده رویا انتظار داشتند کشتگر قاتل محکوم شود؟؟؟ !!

همینکه پول گلوله های شلیک شده توسط کشتگر را از آنها نگرفتند باید کلی خدا را شکر کنند.

همینکه بیدرنگ به کشتگر بخاطر این عمل شجاعانه ترفیع درجه ندادند (مانند دیگر قاتلان بلوچها ) باید خدا را شکر کنند.

من خانواده های زیادی را می شناسم که وقتی عزیزانشان را با تیرباران اعدام می کردند وقتی برای گرفتن جنازه مراجعه می کردند جای گلوله هایی که بدن عزیزانشان را سوراخ نموده بود می شمردند و قیمت هر گلوله ای ده هزار تومان (در دهه شصت ده هزار تومان خیلی زیاد بود) از آنها می گرفتند کسانی که برای گرفتن جنازه می رفتند خدا خدا  می کردند که گلوله های کمتری خورده باشد تا پول کمتری بدهند.

آقای بولاقی به راحتی می توانستند بگویند : ستوان کشتگر هیچ جرمی مرتکب نشده زیرا ایشان فقط اسلحه را نشانه رفته و ماشه را چکانده. رویا مقصر بوده زیرا مگر جا کم بود که برود روبروی اسلحه کشتگر بنشیند بنا بر این قوم سارانی قیمت هر گلوله تلف شده را  صد هزار تومان بپردازند.

آوای بلوچستان

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 22:13 | لینک ثابت |

 

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، جامعه اهل سنت ایران که پس از سیطره استبداد صفوی ، از ظلم و ستم
بیشمار حکومتهای زمان در این کشور رنج برده بودند ، به امید روزهای بهتر در پناه یک حکومت دینی و داعیه دار اسلام
متحد ، با این انقلاب همراه شدند . رهبران اهل سنت ایران از نقاط مختلف 10 روز قبل از پیروزی انقلاب  و در بدو ورود امام خمینی به کشور ، پیام تبریکی را برای ایشان ارسال کرده واز انقلاب اسلامی ایران اعلام حمایت کردند.
شادروان مولانا عبدالعزیز و شهید احمد مفتی زاده تلاش بسیار کردند تا جامعه اهل سنت را با انقلاب اسلامی همراه و همگام کنند تا مگر در سایه نظامی اسلامی به حقوق مشروع و اساسی خود دست یابند.
بر این اساس ، آنان در تدوین قانون اساسی کشور که آن را متکی بر آزادی جمهور خوانده و مردم ایران به جمهوری و اسلامی بودن آن رای آری داده بودند ، مشارکت جستند، اما آنچه در عمل اتفاق افتاد رسمی کردن مذهب شیعه بجای دین اسلام و تاکید بر عدم تغییر این اصل بود.
اعتراضات گسترده ی جامعه ی اهل سنت که به گواهی روزنامه اطلاعات سال 58 یک چهارم جمعیت ایران را تشکیل می دادند ، مخالفت شدید مولانا عبدالعزیز و یارانش و حتی وعده‌ی امام خمینی در پاسخ به این اعتراضات مبنی بر افزودن متممی به این اصل برای جلب رضایت سنی مذهبان ایران ، کارگر نیفتاد و جناح تند رو و افراطی مذهبی همچنان بر تصمیم خود پای فشرد و آن را به کرسی نشاند.
با این همه جامعه اهل سنت بدلیل پرهیز از تنش و اختلاف،در نهایت پذیرفتند که به امید اصلاح چنین اشتباهاتی در آینده و اجرای دیگر اصول قانون اساسی که بر حقوق مشروعشان تاکید ورزیده است ، در جهت سازندگی و حفظ امنیت کشور بکوشند.
بند 9 اصل سوم قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی ایران را موظف کرده است تا نسبت به رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه ، در تمام زمینه های مادی و معنوی بکوشد.
اما آنچه در عمل اتفاق افتاده است گسترش این تبعیضات ناروا و ایجاد و توزیع ..................


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 22:3 | لینک ثابت |

 

عید سعید فطر مبارک.

 

 از الله سبحانه و تعالي براي امت اسلام سرافرازي و سربلندي، مجد و عظمت و شوكت.......... براي شهداي راه اسلام  علو درجات.... براي مبارزين راه حق و حقيقت فتح و پيروزي و نصرت ....  براي اموات غفران و رحمت ...براي مريضان شفاي عاجل و كامل ...براي گمراهان و ظالمان هدايت....   براي اسرا آزادي عاجل از چنگ ظالمين ....  براي بازماندگان و مصيبت‌زدگان صبر و استقامت و اجر ....براي علما طول عمر با بركت... براي خواهران و مادران عفت و پاكدامني و اطاعت از فرامين قرآن و سنت ...  براي جوانان عشق و علاقه فراوان به اسلام عزيز ...  براي مهاجرين دور از وطن بازگشت سرافرازانه به موطن و زادگاهشان ...و وحدت و هم‌بستگي و آرزوي موفقيت روزافزون براي امت اسلام خواسته و خواهانيم.

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 17:35 | لینک ثابت |

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

الله اكبر الله اكبر الله اكبر لا إله الا الله والله اكبر و لله الحمد.

  

پیشاپیش عيد مبارك سعيد فطر را به همة امت اسلام بويژه مسلمانان ايران زمين تبريك و تهنيت عرض كرده و از درگاه خداوند منان قبولي طاعات و عبادات همة بندگان را مسئلت داريم.   

..........

در حالي كه از هر سو سپيده اميد دميده و زمزمه‌هاي  نصر و پيروزي  به گوش مي‌رسد شب ظلمت و ظلم در آسمان سرزمين امت اسلامي  هم‌چنان  به سياهي مي‌رود.

به راستي كه شب ظالم به درازا كشيده و نفس‌ها ي بلند را به ستوه آورده است .... دروغها به هم بافته شده، باطل بر قامت حق پيچيده و انگار كسي هوس شعر مبارزه و مقاومت ندارد!

ناپاكانِ عزيز و شيطانِ راهبر، تبسم اميد را از لعل امت ربوده‌اند و خود به سان باده‌گساران قهقه سر داده‌اند.

..........

در سالي كه رهبر خودخواندة شيعيان جهان، دم از اتحاد ملي و انسجام اسلامي‌ مي‌زد ....و به هواي تقريب كنفرانس‌ها و سمينارها به راه مي‌انداخت، جامعه اهل‌سنت بدترين و ناانساني‌ترين رفتار‌ها را از سوي سردمداران حكومت ولايت فقيه شاهد بوده است.

در آخرين تحركات رژيم استبداد عليه اهل‌سنت – كه در واقع نهايت رسواگري بانيان وحدت و تقريب بود – دو حادثه و اتفاق مهم و در نوع خود كينه‌توزانه به چشم مي‌خورد:

 

1- موج دستگيري و بازداشت علماي اهل‌سنت در كردستان:

 

چندي‌ است بيداري اسلامي‌، كردستان را به لطف و ياري خداوند و سپس همت علماي خوش‌نام و همياري مردم ديندار منطقه، فرا گرفته است. در چنين وضعيتي رژيم خرافي تاب بيدارگري را برنيامده، در ادامة سلسله سياستهاي شوم خود، بازداشت و توقيف علما را در رأس برنامه‌هايش قرار داده است.

 

ممنوع الخطبه‌ كردن بسياري از علما ( چون ملا محمد علوي و ...) و بازداشت و دستگيري چندين نفر از علما‌ (‌امثال ملا عبدالحميد عالي، سيف‌الله حسيني، حسن حسيني و ...) و هم‌چنين تعداد زيادي از جوانان  دين‌دوست، از مهم‌ترين اقدامات رژيم در اين راستا بوده است به طوريكه در دو هفته‌ اخير رژيم با بازداشت ملا سيف‌الله حسيني از علماي خوش نام ومردمي منطقة اورامانات، واكنش جدي مردم شهرستان جوانرود را به همراه آورده  است.

 

از آنجا كه مساجد دولتي اين منطقه با تمامي‌ اجلال و شكوه خود همواره خالي از نمازگزار بوده و مردم ديندار آن ديار ، مساجد روستاها و حاشيه‌ي اطراف شهر را ترجيح داده‌اند، رژيم از اين مسئله برآشفته و اقدام به ممنوع الخطبه كردن و يا بازداشت علماي آن مساجد كرده است تا بلكه بدين وسيله از خيل عظيم نمازگزاران كاسته و به آساني سياستهاي ضد ديني خود را به پيش بَرد.

 

اما برخلاف اهداف پليد رژيم، صفوف نمازگزارن بلندتر گشته و جوانان غيور اين منطقه بيش از پيش به دين و عقايد خود علاقه‌مند گشته‌اند.

شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران ، اقدامات خودسرانه و كينه‌توزانة  نظام ولايتي را به شدت محكوم كرده و خواهان ايستادگي و و مقاومت در برابر زياده‌خواهي‌هاي رژيم مي‌باشد.

 

مردم شجاع كردستان بايد بدانند، آنچه امروز بيش از هر چيز ديگرنظام را درمانده كرده حضور شما در پاي منابر علماء حق‌گوي خود مي‌باشد پس همانطور كه حضور پر افتخار شما، علما را به حق‌گويي و بيدارگري واداشت، الزامي است كه با حمايت همه‌جانبه از علماي خود راه را بر گستاخي‌هاي رژيم ببنديد.

 

اگر امروز رژيم نامشروع ولايتي با مدد سكوت شما توانست علما را به يوغ اسارت بكشد پس بايستي منتظر بدتر از آن نيز بود كه همانا رحلت روح دين و آزادگي از ميان جامعه خواهد بود.

 

پخش برنامه تلويزيوني "‌ ماه عسل‌ " از صدا و سيماي نظام ولايتي

در ماه مبارك رمضان صدا و سيماي انحصاري رژيم اقدام به پخش برنامه‌اي بدين عنوان ( ماه عسل ) كرده كه به  معرفي و مصاحبه با كساني مي‌پردازد كه به قول خود غير شيعه (من جمله اهل‌سنت) بوده و حال به مذهب تشيع درآمده‌اند.

 

گو اينكه چنين صراحتي ( تشرف اهل‌‌سنت به مذهب شيعه) بدين مضمون نبوده بلكه اغلب كنايتاً و گاهاً به صراحت موضوع را القاء كرده‌اند اما هر بيننده در هر نوع از سطح درك و فهم مقصود و هدف كارگردان و دست‌اندكاران برنامه را به خوبي دريافته است. (1) 

 

برنامة مزبور با دعوت چندين شخص بي‌نام و نشان و با دادن القاب و اسماء گمراه‌كننده  سعي در القاء اين مسئله بوده كه مذهب اهل‌سنت از حقانيت اسلام به دور بوده و بلكه اين تشيع است كه در كانون حقيقت ايستاده است!

 

در ادامه نيز با بي‌پروايي هرچه تمامتر سخن را به آن‌سوي توهين و اهانت رانده و مجري در يكي از سؤالات خود خطاب به يكي از مهمانان برنامه مي‌گويد "حال كه مسلمان شده‌ايد.... " تا اين مفهوم در ذهن بيننده جاي گيرد كه اهل سنت مسلمان نبوده و اسلام راستين تنها در مذهب شيعه اثني عشري تجلي يافته است.

اما به اين نيز اكتفا نكرده و با دعوت از جاهلي چون تيجاني يك ميليارد مسلمان را به گمراهي و كفر متهم ساخته‌اند.

آري اين شيوه بانيان وحدت است...از يك سو دست دوستي دراز كرده و از طرف ديگر خنجر به دست، با روح و قلب يك ميليارد مسلمان بازي مي‌كنند.

 

اگر چه در اين مسئله هيچ جاي شگفتي نيست و اين خود بخشي از صورت برهنه (‌و بي ‌تقيه)  مناديان انسجام اسلامي است اما هنگامي كه گستاخي به حدي مي‌رسد كه رسانه ملي و فراگير تلويزيون منبر چنين اهانت‌هايي قرار مي‌گيرد ...بايستي اهانت و تهمت ياوه‌گران را بي‌پاسخ نگذاشت.

 

آشكار است كه هيچ‌گاه سردمداران حكومت نامشروع ولايت در پي تقريب و اتحاد نبوده و نخواهند بود بلكه تا دست و تواني داشته  در امر تفرقه شيطان‌وار دسيسه و ترفند بنياد كرده‌اند.

 

خزعبلات و خرافات، نظام ولايتي را چنان رم داده است كه با در دست گرفتن تمام منابر تبليغاتي يك سويه و يك طرفه  ديگران  را هجو و ناسزا مي‌گويد.

 

اگر هدف روشن ساختن حقيقت به شيوه احسن است؛ باكي نيست اهل سنت همواره در اين كارزار حاضر بوده و خواهد بود اما چرا نظام ولايتي به جاي فراهم آوردن فضاي مناسب گفتگو و مجادله به سياست عوام‌فريبي روي آورده است؟!...آيا واقعا با در پيش گرفتن چنين سياستهايي،  اندكي از تابش خورشيد حقيقت كاسته مي‌شود؟!

 

همان تيجاني بي‌نام و نشان كه نورچشم آقايان گشت،  در مباحثه‌ و مناظره با فرزندان و طلاب اهل‌سنت (و نه علما) هيچ‌گاه تاب گفتگو را برنياورده و سكوت و بعضاً سب و شتم را اختيار كرده است ....شايسته بود كه بوق و كرناي رژيم جهت نشان‌دادن روي جهالت اين شخص هدايت شده!  فضاي مناسب گفتگو و مناظره را فراهم مي‌كرد. ( فضاي مناسب به معني آن است كه ديگر از ساية شوم شكنجه‌گران اطلاعات و تروريستان گمنام خبري نباشد!)

 

كتابهايي را كه بدين شخص مجهول نيز منسوب كرده‌اند جز مشتي چرنديات كه عده‌اي از شيخك‌هاي رژيم از كتب مختلف قيچي‌كرده‌اند نيست.

 

خرد حكم مي‌كرد كه راهبر دسيسه‌ها  و سياستهاي كلي نظام، ادعا و لاف خود را مبني بر اتحاد ملي و انسجام اسلامي عملي مي‌كرد و عكس آن را در پيش نمي‌گرفت...تا فردا نماينده وي در سمينارهاي دروغين وحدت به دروغ و حقه پناه نبرد!

امروز امت مسلمان  به روشني، به خدعه و نيرنگ نظام تفرقه‌گراي ولايت فقيه پي برده و ديگر پرده نهادن بر بغض و كينه سودي ندارد...پس چون حيا نمي‌كني هر چه مي‌خواهي بنا كن.

 

اگر چه نظام با پول نفت و سرمايه‌هاي اين ملت مي‌تواند امروز با قدرت تبليغات و عوام‌فريبي بر  راه حقيقت چون خس و خاشاك اندكي  مانع از سير حقييقت‌جويان گردد...اما آيا اين شيوه كارساز است...آيا مي‌تواند از خروش درياي عظيم حقيقت ممانعت كند ..هرگز.

 

به راستي كه دسيسه‌هايش چون كف روي آب رو به زوال است و جنون او را به هر اقدامي متوسل كرده است.

 

اگر ترس از حقيقت و رسوايي نبود چرا هنوز بعد از بيست و هشت سال اجازه ساخت مسجدي را در تهران نداده‌اند؟...چرا هيچ رسانة فراگيري را ولو در چند ساعت دراختيار اهل سنت قرار نداده‌اند؟...چرا تاكنون مجوز بسياري از كتب علما و روشنفكران جامعه اهل سنت را صادر نكرده‌اند؟...چرا علما و بيدارگران اهل‌سنت را در تنگنا قرار داده و هر ‌بار با شيوه‌اي نو آنها را ترور و به شهادت مي‌رسانند؟...و ...  

 

پس اي مناديان انسجام اندكي شرم ...كه  شيطان از دسيسه  و دروغ شما شرم دارد!

 

آري اين همان اتحاد ملي است كه رژيم را به ياوه‌گويي در رسانه ملي واداشته...

و اين همان منادي انسجام اسلامي است كه مسلمانان را به كفر و گمراهي متهم مي‌كند.

....................

 

((****(1): چه بسا كساني انتقاد كنند كه اين مسئله بدين صورت نبوده بلكه مسئلة وهابيت و تشيع بوده است. در جواب ايشان بايد گفت اولاً وهابيتي كه رژيم منحوس و ملعون مي‌داند همان اهل‌سنت است چرا كه از نظر آنها هركسي با خرافات خودساخته و پرداخته آن تاجران دين‌فروش مقابله كند وهابي است.

 

(  و اين تعريف (ترادف وهابيت و اهل‌سنت) نيز حتي در خود برنامه بعضاً به صورت كنايه‌اي از سوي مهمانان وهابي! مطرح شد.)

 

ثانياً  اين از شگردهاي رژيم است كه ديگراني را كه با او موافق نيستند منفرد كرده و سپس مرحله به مرحله آنها را از بين برد. وهابيتي كه امامان و اهل‌بيت را سب و شتم كند صرفاً يك ترفند است كه وجود خارجي ندارد...در كدام يك از كتب و رسالات علمايي كه آقايان اشد وهابيش مي‌خوانند توهين به امام علي( رضي الله عنه )و ساير اهل‌بيت

( رضي الله عنهم ) وجود دارد؟

 

و اين در حالي است كه در بسياري  از كتب مراجع تشيع  كه اكنون تمساح وارانه براي وحدت مسلمين  اشك مي‌ريزند مستقيماً به صحابه و امهات‌المؤمنين  و غير مستيقم به اهل‌بيت اهانت و توهين مي‌شود!

 

با نقل وتشريح روايات دروغين و بي‌اساس چنان از اعتبار دين اسلام كاسته‌اند كه هيچ معاند و مخالفي نكرده باشد...

 

اگر آنها از وهابيت تعبير مخالف و معاند اهل‌بيت را دارند و با اين دروغ شاخدار مفاهيم خرافي خود را القا مي‌كنند  پس چرا يك سبايي و يا يك رافضي را دعوت نكردند؟

 

شايسته بود كه تعريف و اعتبار وهابيتي راكه به ظن آقايان اهل‌بيت را دشنام مي‌دهد، به علماي اهل‌سنت مي‌سپردند.

 

مسئلة وهابيت دروغي بود كه استعمار انگليس در شبه‌قاره هند جهت منزوي كردن علماي توحيدي و هم‌چنين خاموش كردن علم مبارزه و جهاد اشاعه داد و حال شاگردانش نيز به همان راه و روش با هدف سرپوش گذاشتن بر حقايق و ننگ رسوايي‌هاي خود بدان دامن مي‌دهند.

 

ثالثاً به فرض وجود وهابيتي كه آقايان مرگ به روحش ناديده‌اش مي‌فرستند پس هدف از دعوت شخصي چون تيجاني چيست؟ ...بنا به اطلاعاتي كه خود برنامه در اختيار بينندگان گذاشت او يك وهابي! نبوده و بلكه از اهل‌سنت بوده است و در  اين سالها شخص مزبور نزد مدعيان وحدت به نمادي از سني‌ستيزي تبديل شده پس ديگر بهانة وهابيت نيز جز دروغ و اغوا  چيزي ديگري نيست.

يكي ديگر از مهمانان موسوم به الجزايري كه خود را وهابي سزادهنده به امام علي معرفي مي‌كند در ادامه صحبتهاي خود سخن از چند كتابي به ميان مي‌آورد كه گويا در مورد امام عمر و ساير صحابه ( رضي الله عنهم ) نوشته است پس آيا ديگر مسئله به وهابيت موهوم مربوط است يا به اهل‌سنت؟...

 

اهل‌سنت با تمام افتخار و يقين به صحابه كرام- آناني كه مورد رضايت پرودگارند- احترام مي‌گذارد و اين جزء عقايد وي مي‌باشد در حالي كه مراجع شيعه و عمامه ‌به سرهاي قم و نجف به راحتي آنها را سب و لعن كرده و نسبت به دوستداران آنان ابراز انزجار و بعضاً تكفير كرده‌اند ( چه رسد به خود صحابه)...پس چه كساني منهج تكفيري دارند و دعايشان لعن و ذكرشان سبّ ....و چه كساني تفرقه‌گر هستند و دشمن وحدت؟****))

 

...................

 

برادر و خواهر مسلمان:

 

آتش جنگ شعله‌ور‌تر گشته و گودالهاي مرگ آماده ...و قرباني تنها كساني هستند كه لا إله إلا الله بر لب دارند...

غرب دنياي اسلام را از هر سو مورد هجمه قرار داده و منافقان مسلمان نما نيز به ياري وي شتافته‌اند.

 

ضجه و فرياد كودكان و مادران مسلمان به آسمانها رفته ...خون برادر و خواهر مسلمان چون آب، ارزان بر خاك ريخته است...و ما هم‌چنان غافل به زندگي بي‌عزت خود ادامه‌ مي‌دهيم.

چگونه خود را مسلمان مي‌ناميم در حالي كه فرزندان امت مصطفي در آتش و خون، داد فرياد‌خواهي سر داده‌اند و ما هم‌چنان جامة غفلت به زندگي خود پيچيده‌ايم!

 

ما را چه شده است ؟! ...كجاست آن مسئوليت و نقش ما؟!

 آيا هنگام آن نرسيده كه اين روح مرده را دور انداخته و با مسئوليت‌پذيري نقش خود را در كمك و ياري ملت مسلمان ايفا كنيم ...آيا وقت آن نشده كه اين جامة شوخگن بي‌تفاوتي را بيرون آورده و با كفن شهادت و عزت خواهي به ميدان رزم باطل و حق رفت...

 

برادر و خواهر مسلمان؛ بدان كه ما در پيشگاه پروردگار بزرگ مسئول خواهيم بود و آن‌گاه هيچ ياوري براي ظالمان نخواهد بود.

 

اما  حكّام و سران كشورهاي اسلامي ...آناني كه بر سرزمين مسلمانان حكم مي‌كنند و براي نگه‌داشتن تاج و تخت خود از هيچ مال و جاني نخواهند گذشت.. كجاست آن حميت و غيرت شاهانه؟

 

چگونه بر ريختن خون مسلمان صبر مي‌كنيد ...و پايمال كردن ناموس و عرض وي را به نظاره مي‌نشنيد!؟

 

اگر نام معتصم در تاريخ زنده است و به درازاي زمان و روزگار ذكرش را جز به خير نمي‌برند چيزي نيست مگر آنكه روزي از ايام در دفاع از بانوي مسلمان لشكرها به راه انداخت و لرزه بر اندام متعديان انداخت...و حال آنكه به تعداد ثانيه‌ها و دقايق بر عرض و ناموس زن مسلمان تعدي مي‌كنند و هم‌چنان سكوت بر كاخ شما حاكم است!

 

چرا بر دسته ايمانداران تنگ آورده و لحظه‌هايشان را مملو از درد ورنج كرده‌ايد....اما بر دستة نوكران و خائنان رحمت آورده و دنيا را به كامشان گردانده‌ايد؟

چرا به ياري دشمنان دين شتافته بر دينداران سخت تاخته‌ايد...چرا به قانون و حكم الهي پشت كرده و راه بي‌تفاوتي پيش گرفته‌ايد؟...كدام قانون و حكم، شما را از قانون الهي بي‌نياز ساخته‌ است؟

 

بر شماست كه راه صالحان پيش گرفته به آبادي دين و دنياي بندگان خدا روي آوريد. بر رعيت خود رحم آورده بار مشقت و الم را از شانه‌هايشان پايين گذاريد.

 

ايام خواهد گذشت و صادقان و صالحان پيروز از مجراهاي تاريخ خواهند گذشت و گرد ندامت و خسران بر جبين خائنان و مفسدان خواهد نشست...پس مرحبا به صالحان و صادقان.

 

عاجزانه و متضرعانه بر درگاه رب‌العباد سر سجده ساييده به نياز و درماندگي ندا درمي‌دهيم كه اي پرودگار عالميان و ضعيفان، درد و رنج بر ما سنگين آمده و طاقت صبور ما به انتها رسيده است...شكايت خود را به پيشگاهت آورده‌ايم كه هيچ يار و ياوري غير تو نيست.. پروردگارا داد مظلومان را از ظالمان بستان كه تو خود به آنها مهلت داده‌اي و عزت و مجد ملل مسلمان را بدانها بازگردان.

 

 

 

 

                                                     والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

                                                     شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران

 

 

 

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 17:30 | لینک ثابت |

رژیم جمهوری اسلامی  که  فریاد  وحدتش گوش جهانیان را کر نموده  و همیشه آمریکا و انگلیس را مسبب تفرقه بین مسلمین معرفی می کند و امسال را نیز مثلا  بنام سال" اتحاد ملی" و" انسجام اسلامی" نامگزاری نموده, یک بار دیگر در اقدامی کاملا تفرقه آمیز در "شبکه سوم سیما" در برنامه ای تحت عنوان "ماه عسل"که در غروب  سه شنبه  10 مهر 1386 پخش شد, با پخش سخنان  شخصی که خود را دانشجوی علم حدیث و امام جمعه  سابق اهل سنت یکی از مساجد یمن ( که از تکلم روانش به زبان فارسی معلوم ميشد که مدت زیادی در ایران سکونت داشته ) معرفی کرد,که دست از کفر(سنی بودن) و دشنام دادن به حضرت علی برداشته و شیعه شده !

وی با این سخنان سعی داشت به مخاطبین بقبولاند که اهل سنت به حضرت علی  ناسزا می گویند  و این در حالیست که همگان می دانند اهل سنت چه احترامی برای خلیفه چهارم حضرت علی قائلند.

 شخص که خود را سنی شافعی (بعدا نیز گفت وهابی(!) تا بنوعی بیننده  این دوعقیده و مذهب را مترادف هم  تصور کند ) معرفی کرد,با توهین آشکار به مقدسات اهل سنت احساسات مذهبی بیش از بیست میلیون سنی ایرانی را  جریحه دار کرد.

ايشان در اظهاراتش با یادآوری "حدیثی" با عنوان" دوات وقلم " ابراز داشت که "خلیفه دوم" نگذاشت که پیامبر آخرین وصیت خود را مکتوب کند و همين باعث انحراف در اسلام گردیده ! او همچنین افزود: "خلفا  همچون بچه های کوچکی  بوده اند که اهل سنت آنها را علم و خیلی بزرگ نموده اند"- 

 او با یادآوری نمودن اینکه به این نتیجه رسیده است که  امام شافعی در واقع شیعه بوده (!) افزود : "تمام نماز ها و روزه هایی که در زمان سنی بودنم خوانده ام بیهوده بوده و قبول نشده".

 در ادامه سخنانش همچنين  ابراز داشت:   امام علی از من خواست که شیعه  بشوم  وگرنه  من به عمویم گفته ام  دست از  وهابی (سنی) بودن بردار ! اما او در همان حال ماند و اخیرا  با خبر شدم که مرده است!..... درهمین حین  مجری برنامه نیز با قطع سخانش با تبسمی  گفت: در آن دنیا  هم حتما حسابش را  می رسند ! 

مجری در ادامه  افزود : حالا صحبت شما با آنهایی که مثل شما این همه حدیث  نخوانده اند  و به حضرت علی دشنام می دهند چیست,تا از این بیچارگی دنیا و جهنم نجات پیدا کنند  ؟  شخص در جواب نیز ضمن "یاد آوری" سخنانی بي پايه واساس  که در اینجا بیش از این مجال  توضیح و یاد آوری آنان نیست  لحظه به لحظه بر دامنه  توهین به مذهب اهل سنت افزود .

پس از پخش این برنامه تفرقه آمیز همانگونه که  تصور می شد  شاهد موجی از اعتراضات از طرف جامعه اهل سنت بودیم. بطوریکه مولانا عبدالحمید,امام جمعه زاهدان در آخرین  نماز جمعه  ماه رمضان  ضمن یاد آوری از "سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی"سخنان "نسنجیده و  تفرقه افکنامه" این فرد را محکوم و از صدا و سیما خواست که دست از اینگونه  اقدامات بردارد و همچنین گفت که : از بسیاری جاها  تماس های گرفته شده و خواهان اعتراض اهل سنت به پخش اين برنامه توهین آمیز اخیر شده اند . 

 صدا و سیمای جمهوری اسلامی چندي پيش دو بار,بار اول با پخش سريال" امام علی " (که در آن به خلیفه دوم و سوم - "طلحه"-" زبیر"-" معاویه"  و بسیاری از بزرگان وصحابه توهین شد ) و بار دوم با پخش سریال "پروانه ها می نویسند" ( که در این برنامه نیز در دادگاهی خیالی خلفا و صحابه را  مورد  سوال و سرزنش قرار می دادند )  بطور آشکار دست به چنین اقدامات توهین آمیزي زده بود. 

   صدا و سیما با پخش این برنامه ماهیت سنی ستیزی جمهوری اسلامی را بر همگان دوباره آشکار ساخت و وحدت شعاری مسئولان را زیر سوال برد . 

 

گزارشي از "س.س" گزارشگر راديو بلوچي اف ام

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 20:19 | لینک ثابت |

 

یکی از دوستان نظری داده‌اند که لازم دیدیم با گشاده‌نظری نکاتی چند را متذکر شویم.

اما اصل نظر :

 

سلام علیکم بما صبرتم. کمال بی انصافی است که عالمی تحت لوای همین دولت و حکومتی که آنرا فاسد خوانده اید٬ در فضای اتحاد و برادری بین شیعه و سنی زندگی کند و بعد  چنان حرفی بزند تا دستمایه سوء استفاده برخی برای بر هم زدن وحدت مسلمین باشد. من تا دو سال پیش وبلاگی تحت عنوان «علی ولی الله» (در پاسخ به شبهات اهل سنت به شیعه) می نوشتم که بعد ار حادثه انفجار حرم مطهر امام حسن عسگری (علیه السلام) در سامراء عراق و دعوت رهبر انقلاب به خودداری از گفتن هر حرفی و نوشتن هر مطلبی که مایه تفرقه قرار گیرد٬ آنرا تعطیل و حذف کردم. شایسته است که حدیث «ثقلین» از پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) را نصب العین قرار دهیم...انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی فان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض../

 

 

نخست باید احساس ایشان را به فال نیک گرفته  ....و دغدغه‌اشان را نسبت اتحاد و وحدت مسلمین ارج نهیم.

 

اما دوست عزیز وقتی این کلمات را می‌نویسیم ...با نوعی تناقض روبه‌رو هستیم... از یک سو کسانی چون  شما این گونه قلم می‌زنند و کسان دیگری نیز این چنین:

حکومت ایران الهیست . و پیشوای حقیقی و اصلی اون امام مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف است .
از بابت تقویم هم باید بگم که کشور ما و حکومت ما در دست شیعه است و نمیشه که در اون از هر دین و مذهبی تبلیغ و عقاید پست و فرومایه ای که در اسلام جایی نداره رو رواج داد .
در حالی که شیعه و سنی از نظر عقاید خیلی با هم تفاوت دارن .
اهل سنت از کسی که قاتل دختر پیامبر خدا (ص) وکسانی که باعث خانه نشین کردن بزرگترین و بهترین یار پیامبر (ص) یعنی امام علی (ع) بودند حمایت کردند . پس چه انتظاری از یاران و پیروان آنها می توان داشت ؟
این کلمه وحدت هم که همیشه در پی اون هستیم از نظر عقاید و مذهب نیست . این وحدت برای مقابله با کشورهای سلطه طلبه ، و برای این نیست که ما عقاید باطل اهل سنت رو قبول کنیم .
 

(اگر چه شما دوست گرامی مسئول گفته ‌های دیگران نیستی اما واقعیت این است که این تناقض همواره وجود داشته است.... )

   شما ملزم به پذیرش عقاید واندیشه‌های ما نیستی اما به عنوان یک انسان حق داریم که از برادر خود بخواهیم ما را از این تناقضات  رهایی دهند........شما سودای تقریب داری و دیگری هوای تخریب.....

 

ما نمی‌خواهیم بنای قضاوت خود را بر این دو نظر بگذاریم و این‌گونه خوب و بد، صادق و کاذب را تشخیص دهیم که در آن صورت شما و دوستان شما حق دارند که مارا به دگم و تنگ‌نطری متهم کنند.

 

شایسته بود که شما قبل از نوشتن هر گونه مطلبی علل جهتگیری ما را بررسی می‌کردید...اگر دقت کرده باشی  ما در عنوان وبلاگ این آیه کریمه را درج کرده‌ایم:

 

لَا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَکَانَ اللَّهُ

 

سَمِیعًا عَلِیمًا ( نساء/ 148(

خداوند بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد مگر [از] کسى که بر او ستم رفته باشد و خدا شنواى داناست.

 

آری خداوند سمیع و علیم است و بر آنچه  که حکومت بر ما روا می‌دارد آگاه است .......اگر چه خلایق ندانند...

در حالی که هرگونه اعتراض و انتقاد بر هر حکومتی   حکم بازی کردن با پاره اخگر را دارد ما چه نیازی  و چه الزامی مبنی بر نوشتن  چنین مطالبی  داشتیم؟

ما شعار زیاد شنیده‌ایم...سخن بسیار گوش داده‌ایم....آری اگر به شعار می‌بود رهبر شما خواهان وحدت است...رئیس جمهور شما عدالت گستر است ... رحیم صفوی پاسدار اسلام است....سلمان رشدی روشنفکر است.....هیتلر و جورج بوش نیز منجیان بشریت و پیام آوران  آزادی هستند ........

 

نه دوست عزیز ..مبنای قضاوت ما عمل است...آنچه را که با دیده مِیبینیم هرگز با شنیده‌ها دگرگونش نخواهیم کرد.......و آنچه را که با تمام وجود احساس مِیکنیم هرگز با دیده‌ها مقایسه نخواهیم کرد.....

 

اگر روزی از روزان سنی می‌بودی و بعد می‌دیدی که چگونه همان برادران و رهبران عزیز بدترین و وحشتناک‌ترین رفتار را با تو خواهند داشت....ما به تو حق می‌دهیم که وضعیت ما را درک نمی‌کنی؟ چون سنی نیستی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

دوست عزیز آیا می‌دانستید که   همین حکومت تحت فرمان رهبر شما تاکنون چند عالم و متفکر اهل سنت را شهید کرده است...

شما خبر داشتی که چگونه ضیایی ما را تکه تکه کردند..........چشمانش را از حدقه درآوردند ........و بر روی جسد پاکش اسید ریختند .......

دکتر احمد صیاد و بهمن شکوری ما چگونه با دستان ناپاک سربازان رهبر شما شهید گشتند؟؟؟؟/

آیا می‌دانید که کیانوش ما را چگونه سوزاندند .....سبحانی و مفتی‌زاده  و کرمپور را چگونه از بین بردند.....

 

کردهای ماکو را چطور....دیدی چگونه جوان کردی را با ماشین داخل شهر کشاندند ..جرمشا ن چه بود؟........الحاد بود؟...کفر بود؟.......نه آنها سنی بودند .....دشمن ولایت بودند!!!!!!!

آیا می‌دانی الان چند عالم اهل سنت زندان هستند.

آیا بلوچستان و کردستان را دیده‌اید........می‌دانید فقیرترین شهرها و استانهای کشور کدامند.........

کتابهای توهین آمیز را دیده‌اید.......رهبر شما گفت صحابه و امهات‌المؤمنین را سب و شتم نکنید ...که این خود دلیلی بر وجود چنین مسئله‌ای در میان شیعیان است!...اما آیا کتابهای رهبر کبیر انقلاب را خوانده‌ای که چگونه صحابه را شتم می‌کند....

 چرا باید بیشترین اعدام و ناامنی در بلوچستان باشد...همه قاچاقچیند.....اشرارند ...چند نفر؟؟؟؟//// همه عالم می‌دانند که مشکل قاچاق دنیای امروز ناشی از حمل و نقل چند گرم و چند کیلو نیست ...بلکه ترانزیت گستردة مواد مخدر مورد بحث است .......یک مرز نشین چه اندازه و تا چه حد توانایی ترانزیت دهها تن مواد مخدر رادارد؟

 

مافیای قاچاق مواد مخدر  در راس مساله است که آنها نیز بدون کمک مسئولان نظام نمی‌توانند حتی یک کیلو مواد  داخل یا خارج کنند؟

 

همان چند جوانی که چند کیلو مواد مخدر قاچاق کرده‌اند...چه دلیلی برای  چنین ریسکی داشته‌اند ..غیر از گرسنگی چه دلیل موجهی ذهن‌شان را قانع ساخته است؟

شما  یک روز با یک برادر کرد یا بلوچ نشسته‌اید تا از نزدیک درد‌هایش را ببینی و لمس کنی؟

عرب‌های اهواز را دیده‌ای؟

اهل سنت خراسان و ترکمن صحرا را دیده‌ای.......مردم بنادر را دیده ای؟

رهبر شما ادعای اتحاد دارد در حالی که  حاضر نیست در تهران  مسجدی را به اهل سنت اختصاص دهد...آیا ارزش اهل سنت از یهودیان و مسیحیان کمتر است....تهران چند سینما و آمفی‌تئاتر دارد؟

مساجد و حوزه‌های علمیه تخریب شدة ما را دیده‌اید....روستاهای ویران شدة اهل سنت را دیده‌ای؟

این حکومت تاکنون چند مسئول اهل سنت داشته است...برای انقلاب کم  مایه گذاشتند؟ ...دیر آمدند؟

در جنگ کشته کم دادند؟........

چند رسانه اهل سنت را می‌شناسی...چند حزب و سازمان  قانونی !!!اهل‌سنت را می‌شناسی؟.....

 

سنی نبوده ای تا تبعیض ادرات و سازمانهای دولتی را ببینی ...حدود  چهل درصد استان سیستان و بلوچستان کارت ملی ندارند چرا؟...چون امکان دارد ثبت احوال شناسنامه های آنان را توقیف و سپس به جرم غیر ایرانی بودن از کشور هجرت دهند......

 

شاید بگویید این اعمال را عده‌ای دیگر انجام می‌دهند و رهبر شما دخالتی درآن ندارد...پس در این صورت دیگر رهبر بودن چه مفهمومی دارد.........آن شجاعت و تدبیری که در قانون اساسی برای رهبر در نظر گرفته شده کجاست...

 

اما زمینه وحدت مسلمین را جز سران حکومت کسی دیگر از بین نمی برد..وزارت اطلاعات مربوط به کدام رکن نظام است؟...نیروهای سپاه پاسداران تحت فرمان چه کسی است؟...تا جایی که مربوط به ما باشد فحاشی و سب و عوام شیعیان را نادیده می گیرم اما آیا می توانیم نسبت به ظلم و ستم ساکت بمانیم........

 

مردم ایران بسیار داناتر از آنند که دنبال تفرقه و اختلاف باشند..این تفرقه و اختلافی که شما شاهد هستید حاصل بذر گروهی تندرو و تمامیت خواه می باشد که توان دیدن هیچ کسی را ندارند...

   شما ندیده و نشنیده کمال بی انصافی را به عالم اهل سنت نسبت می دهید و این خود عین بی انصافی است...باید عرض کنیم شهرستان جوانرود صد درصد اهل سنت هستند و مکانی که آن عالم سخنرانی داشته دور از شهر بوده است...پس دیگر چه زمینه اختلافی وجود داشته جز این که اطلاعات رژیم تاب تحمل چنین بیدارگرانی را ندارد...این اولین بار نیست که ایشان ( که سنی و سالی ازشان گذشته ) با نامهربانی اطلاعات روبه رو می شوند ....چرا؟؟؟؟؟؟؟

 

ما وحدت را گدایی نمیکنیم اما آن را ضرورت جامعه اسلامی می دانیم ..پس هرکس خواهان آن است باید با عمل ثابت کند...و هیچ طمعی شومی در ورای آن نداشته باشد....

شما اگر نیک بنگرید در این حکومت به اسم اسلامی وضعیت دیگر ادیان و اقلیت ها بسیار بهتر از وضعیت اهل سنت ایران است....این انقلاب که نصیب آقایان گشت ...اهل سنت نقش اساسی در آن داشته ...اما سهم او کجاست ..حقوق طبیعی و بدیهی او چه شد؟؟؟؟؟؟؟؟.......حالا به جایی رسیدیم که حتی در مساجد خود نیز باید لب فرو بندیم و سلامتی رهبر صلوات و دعا بفرستیم!!!!!!!!!!...بسیاری از علمای اهل سنت ممنوع الخطبه هستند ...حوزه ها تحت کنترل و هر چند گاهی نیز تعطیل می شوند ...علما به شدت از سوی اطلاعات تحت مراقبت هستند و این تنها نقطه ای از کتاب قطور درد و رنج ماست........

 

سخنان و مطالب ما هیچ مخاطبی را سرزنش نمی کند مگر آنانیکه سایه ننگین ظلم و تبعیض را بر ما انداخته اند..........

 

  دوست عزیز درد و رنج ما را این چند خط بر‌نمی‌تابد ....انصاف داشته باشید ....و

   واقعیت  دردناک بیست میلیون انسان را به حسن ظنی وهمی معاوضه نکنید........موفق باشید.

 

 

 

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 5:19 | لینک ثابت |
 

آنچه می خوانید نظر یکی از خوانندگان وبلاگ در مورد حادثه جوانرود می باشد........قبلا از مردم غیور شهرستان جوانرود به خاطر دفاع و مبارزه راستینشان تشکر کرده و امیدواریم دیگر شهرها نیز به تاسی از این مردم شجاع در مقابل گستاخی های رژیم ایستادگی کنند.

راستی ما در کجا زندگی می کنیم......

در یک کشور جهان سوم ؟ به نظر من چون جهان چهارم و پنجمی وجود ندارد ایران جهان سوم است و گرنه در یک کشور اسما اسلامی چرا باید شخصی را به جرم نماز خواندن بازداشت کنند ؟
مگر ریس جمهور همین کشور بودجه مملکت را برای توسعه اسلام خرج لفریقا و بولیوی و برادر هم پشت مان (قلسطین) نمیکند. پس چرا باید نماز خواندن جرم باشد؟//؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برای اینکه در مسجد مجلل دولتی شهر جوانرود و به اممت اخوند دولتی ان شهر غیر از زر خریدان دولتی کسی نماز نمیخواند و لی در مصلی نیمه تمام خارج شهر مردم روی اسفالت خیابان و روی خاک هزار هزار برای نماز میایند .
و به امامت کسی که قبولش دارند نماز میخوانند نمازی که برای خداست (ان شا...) نه برای دولی جمهوری نه اسلامی و اطلاعات همین دولت ملا سیف ا.. حسینی را دستگیر میکند چون نماز خوانده چون گفته چگونه هلال ماه روز بعد وساعت 12 ظهر روئیت میشود. هلال اول ماه بعد از غروب افتاب ونهایتا یک ساعت بعد قابل روئیت است . پایان عمر این حکومت فاسد نزدیک است.

 

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 20:5 | لینک ثابت |

درپی دستگیری دوتن از روحانیون فعال در شهرستان جوانرود وتجمع اعتراض امیز مردم جوانرود جلو درب اداره اطلاعات وفرمانداری این شهر نیروهای نظامی وامنیتی در این شهر به حالت اماده باش در امده وشب هنگام نیز چهار دستگاه هلیکوپتر نیروهای گارد ویژه و ضد شورش را به جوانرود اوردند که هم اکنون در محل نیروی انتظامی وسپاه پاسداران این شهر قرار گرفته اند . مردم شهر جوانرود نیز از هم اکنون خود را برای حضور در نماز جمعه در محل اقامه نماز جمعه ای که توسط علمای دستگیر شده اقامه می شد اماده میکنند. محل اقامه نماز در مسجدی در پمپ بنزین حاجی سلیمان باباجانی در حاشیه شهر قرار داشت که جمعه اینده توسط شخص دیگری نماز اقامه میشود . خبر دیگر حا کی از ان است در پی اعتراض مردمی جوانرود ملا سیف الله حسینی وملا حسین حسینی در اداره اطلاعات کرمانشاه بازداشت شده اند ونیروهای امنیتی از ترس شورش مردمی نتوانستند انها را به دادگاه ویژه روحانیت همدان ببرند .

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 ساعت 5:0 | لینک ثابت |

ملا سیف الله حسینی وملا حسین حسینی از علمای شهرستان جوانرود روز شنبه7 /7/1386 به جرم خواندن نماز جمعه در حاشیه شهرجوانرود از جانب اداره اطلاعات با هجوم بر سر زن وبچه هایشان در منزل شخصی خود  بعد از نماز ظهر  دستگیر شدند .در پی این اقدام جمع کثیری از مردم شهرستان جوانرود با با تجمع جلو اداره اطلاعات خواستار ازادی علمای خود شدند مردم بعد از انکه نماز مغرب را در خیابان وجلو اداره اطلاعات بصورت جماعت ادا کرده وبا پخش خرما افطاری نمودند در پی قول فرماندار این شهر برای ازادی علمای بازداشت شده به منازل خود بازگشتند اما تهدید کردند اگر هرچه سریعتر افراد بازداشتی ازاد نشوند اعتصاب تحصن وتظاهرات فراگیری را به راه خواهند انداخت .در کردستان ایرن دولت ائمه جمعه را منصوب میکنند که مردم از انان به شدت ناراضی هستند وبه این خاطر بالغ بر 95 درصد مردم برای ادای نماز جمعه به روستاهای اطراف میروند.

نوشته شده توسط ستاد خبري شورا در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 ساعت 4:53 | لینک ثابت |
 
offshore